
قفسهنوشت ۱۱۲: آخرین پیشنویس؛ نوشتهٔ ساندرا اسکوفیلد
این کتاب تا حدی خلاصهٔ درسگفتارهای نویسنده از کلاسهای نویسندگی است که در آنها معلمی میکند. یک سؤال مهم بعد از پایان این کتاب به ذهنم رسید: این کتاب چه حرف تازهای داشت که انبوه کتابهای این موضوع نداشتند؟ به جواب خاصی نرسیدم. چون در این موضوع چند کتاب قبلاً خواندهام، به نظرم آمد دوباره خواندن آن قبلیها میتوانست مفیدتر از خواندن این کتاب باشد...

قفسهنوشت ۱۱۱: شوخی بینهایت؛ نوشتهٔ دیوید فاستر والاس
واژهٔ «مزخرف» در اصل به معنای «آراسته به زر» و در فارسیِ امروز به معنای بیهوده و لغو است. جرأت زیادی میخواهد که در مورد اثر ادبیای که اکثریت کسانی که این کتاب را خواندهاند و برایشان نقد نوشتهاند از خواندنش متحیر و راضی شدند، منِ غیرمتخصص چنین حرفی را بزنم. ولی کی به کی است! جسارت میکنم و میگویم این کتاب مزخرف است.
«دیوید فاستر والاس» نویسندهٔ...

همسفر شراب (سفرنامهٔ نیویورک) - فصل آخر
۰
این نوشته سفرنامه است و سفرنامه نیست. بیشتر سفربیانیه است تا سفرنامه. اگر حوصلهٔ حرفهای گلدرشت ندارید ادامه ندهید. آخرش یا وقتتان تلف میشود یا عصبانی میشوید و چند لیچار بار نویسنده میکنید. بگذارید حرف آخر را همین اول بزنم: حقیر فقیر سراپاتقصیر مدتهاست به این نتیجه رسیدهام که هر چه گفتنی بوده تا حالا گفتهام و بیشتر از این دیگر حدیث نفس است...

قفسهنوشت ۱۱۰: شرح زندگی یک رخسار؛ نوشتهٔ لوسی گریلی
«لوسی گریلی» در چهار سالگی همراه با خانوادهاش از ایرلند به آمریکا مهاجرت میکند. پدرش خبرنگار بود و سابقهٔ اسارت در اسارتگاههای جنگ جهانی را داشته است. او که خواهری دوقلو نیز داشت، در نه سالگی ضربهای به فکش وارد میشود و متعاقباً درد دندان شدید به سراغش میآید. آزمایشهای بیشتر نشان از تومور در او دارد. پزشکان مجبور به برداشتن بخشی از استخوان ف...
مسیر سرسپردگی؛ نوشتهٔ ر. دیوید کولیج
حمد خدای را که این ترجمه به پایان رسید. قبلاً در مورد نسخهٔ انگلیسی کتاب نوشتهام . علاوه بر فایل پیدیاف کتاب، متن فارسی کتاب نیز در نشانی زیر موجود است:
https://github.com/rasoolims/surrender
انتشار و استفاده از متن کتاب با ذکر منبع بلامانع است. لطفاً اگر ایرادی در کتاب وجود دارد، به بنده گوشزد کنید.
دریافت کتاب
بریدهای از مقدمهٔ نویسنده
قر...
قفسهنوشت ۱۰۹: گلستان؛ نوشتهٔ سعدی
نقدم به این کتاب چیست؟ ما هکذا الظنُّ بی! به قول حافظ «من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم». خواستم تیمناً آخرین کتابی که از کتابخانهٔ دانشگاه امانت میگیرم، بوی گل بدهد. «یک نفس با ما نشستی، خانه بوی گل گرفت». این یکی به کوشش سعید نفیسی چاپ کتابفروشی فروغی که در یکهزار نسخه به تاریخ تیرماه یکهزار و سیصد و چهل و پنج هجری خورشیدی در چاپخانهٔ شرق ب...

قفسهنوشت ۱۰۸: موبی دیک؛ نوشتهٔ هرمن ملویل
غیر از رمانهای خیلی اخیر مانند برندههای منبوکر و پولیتزر، رمانهای دیگر را از روی فهرستهای پیشنهادی نشریههای معتبر انتخاب میکنم. از بین هفت فهرستی که به آن نگاه میاندازم، در چهار تایش «موبی دیک» وجود دارد. پس باید رمان خوبی باشد. اما من موبی دیک را با یک خاطرهٔ پیشین آغاز کردم. در کتاب «خودویراستاری برای نویسندگان» چند پاراگراف از این کتاب ...
شرابههای سفر ۱۸: فضلهٔ سگ
پیشتر مطلبی در مورد سگ نوشته بودم. این مطلب هم در مورد سگ است البته بیشتر در مورد فضلهٔ سگ. شنیدهام با افزایش سبک زندگی سگی در تهران، فضلهٔ سگ در خیابانها زیاد دیده میشود و از قضا شپش در مدارس شمال شهر بیشتر از جنوب شهر است. بگذریم.
در نیویورک چهار قانون اصلی در مورد سگها وجود دارد: ۱) جمع کردن فضلهٔ سگ بلافاصله بعد از قضای حاجت. در صورت عدم...
آمریکا از نگاه آمریکا (۱)
مدتها به این فکر بود که چنین مطلبی را آماده کنم. در سال دوم دانشجویی در دانشگاه کلمبیا، جرأت کردم شروع به خواندن کتابهای غیردرسی به زبان اصلی کنم. یکی از انگیزههایم شناخت آمریکا از زبان خود آمریکاییها بود. حالا و پس از گذشت نزدیک به پنج سال از آن موقع و البته در آخرین لحظههای حضورم در شهر نیویورک، بر آن شدم فهرستی تهیه کنم و در اینجا بگذارم. ا...

قفسهنوشت ۱۰۷: صد سال تنهایی؛ نوشتهٔ گابریل گارسیا مارکز
گابریل گارسیا مارکز، برندهٔ کلمبیاییِ جایزهٔ نوبل ادبیات، پدر سبک ادبی «رئالیسم جادویی» است و این کتاب آغازگر این سبک است. در رئالیسم جادویی همه چیز مثل دنیای واقعی است ولی گاهی اتفاقاتی خارج از دایرهٔ عادت رخ میدهد اما نویسنده جوری وانمود میکند که انگار آن اتفاقات غیرعادی هم جزو اتفاقات عادی هستند. شبیه این سبک را در کتب مرتبط با کرامات صوفیه ما...

قفسهنوشت ۱۰۶: هستی و زمان؛ نوشتهٔ مارتین هایدگر
فرصت تمام شد جناب هایدگر. ده ماه گذشت و من نتوانستم از میانه به بعد، یک خط بیشتر از کتاب شما را بخوانم. در این میانه کتاب «چگونه هایدگر بخوانیم» را خواندم و چیزکی در مورد «دازاین» فهمیدم. آن طور که فهمیدم یعنی وجودی که با جهانی که آن را احاطه کرده است تعریف میشود. در مورد «دیگران» و «استبداد دیگران» و چیزهایی از این دست از کتاب «چگونه هایدگر بخوان...
شرابههای سفر ۱۷: خانوادهٔ مندبل
مایکروسافت از همهٔ کارآموزها خواسته بود به سیاتل بیایند تا پروژهٔ کارآموزیشان را به صورت پوستر ارائه دهند. مشکلی وجود نداشت غیر از یک چیز. آن هم این که اکثر کارآموزها در سیاتل بودند ولی من که در دفتر کالیفرنیا، یعنی جنوب غربی آمریکا، کار میکردم، باید صبح زود پا میشدم میرفتم فرودگاه و ظهر میرسیدم سیاتل، شمال غربی آمریکا، و عصر برمیگشتم که شب ب...